X
تبلیغات
فاجعه عشق - صداي تو

فاجعه عشق

صداي تو

 

                                                        

مي­خواهي بروي ، بي­بهانه برو 

بيدار نكن خاطره هاي خواب آلوده را

صدايت همان صدا ،نگاهت ناتني و دستهايت سرد

مي­روي اگر ، بگذار بيگانه بماند صدايت هم

تو گلِ رها شده در آغوش دريايي

فرا خواهند گرفت تو را موج­ها 

و گرفتارت خواهد ساخت روزي

محبت ساختگي­ات ، عشق دروغينت ، چشمان پرفريبت ،

حرف­هاي پوچت ، همان سند جعلي

گمان مکن ، پهن مي­شوم بسان راه­ها بر گام­هايت

و التماست مي­کنم که برگردي ! که چشمانم را سايبان شوي

نه

نه اين ، ممکن نيست

شکستني نيست وقارم همانند قلبم

پستي وآن­گاه زندگي ، روزگار خوشي نيست

نمي­گويم تو کوه سرفرازي ، خم شو

نمي­گويم درمانم در دستان توست

نمي­گويم که چشمانم بعد از تو هرگز عاشق نخواهند شد

نمي­گويم که قلبم به تو محتاج است

نه

هرگز

نمي­گويم که بي­تو زندگي سراب است

که نفس­هايم بي­تو به شماره خواهند افتاد

نه محبت پول خردي است در دستان تو

و نه من گدايي دست گشوده فرا روي تو

مي­خواهي بروي

اين راه ، اين هم تو

تنها بدرقه­ات خواهد کرد يک جفت چشم ، اگر رفتي

بدان ، خواستي برگردي هر گاه

بسترت بالشي خاردار خواهد بود

و پيشواز تو چشماني­ ا­ست که

ديگر هيچ­گاه گرماي نگاهشان را حس نخواهي کرد

مي­خواهي بروي

نه حرف بزن ، نه چيزي بگو

ديگر حتي نگاه هم نکن

نيست شو چون غريبه­ها در مه و دود

دلبستة چه چيزي بودي ، که نتوانستي بگويي

و اکنون در پيِ ديدن هزار عيب مني

مي­خواهي بروي ، بي­بهانه برو

بيدار نکن خاطره­هاي خواب آلوده را

صدايت همان صدا ، نگاهت ناتني

مي­روي اگر

بگذار بيگانه بماند صدايت هم

 

˜—–™˜—–™˜—–™˜—–™˜—–™˜—–™˜—–

 

تو نيستي و صداي تو هواي خوب اين خونه است

صداي پاي عطر گل ، صداي عشق ديوونه است

تو از من دور و من دلتنگ ، تو آبادي و من ويرون

هميشه قصه اين بوده يكي خندون يكي گريون

هميشه قصه اين بوده ، توُ يك لحظه ، توُ يك ديدار

يك زخم از زهر يك لبخند ، تمام عمر فقط يك­بار

پس از اون زخم پروردن ، پس از اون عادت و تكرار

ولي نصف يه روح اين­وَر ، يه نيمه اون­وَر ديوار

خودت نيستي صدات مونده ، صدات چشمهامو گريونده

دلم روي زمين مونده ، فقط از تو همين مونده

نفس­هاي عزيز من صداي پاي شب­بوهاست

صداي باد و بوي نخل هواي شرجي درياست

سكوت اينجا صداي تو ، هوا اينجا هواي تو

پر از تكرار اين حرفم ، دلم تنگِ براي تو

هميشه قصه اين بوده يا مرگ غصه يا آدم

تهِ درياچه­هاي عشق مي­جوشند چشمه­هاي غم

هميشه عشق يعني از غروب و غربت بارون

تو در من جوشش شعري ، صداي اون لب ويرون

خودت نيستي صدات مونده ، صدات چشمهامو گريونده

دلم روي زمين مونده ، فقط از تو همين مونده

 

           

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعيد  |