تبليغاتX
saeid - sattar
 

 

نيمه نگاه مست تو ، خواب ربوده از سرم

 

تا ندهي جواب دل ، خواب مرا نمي­برد

 

راز نهفته در دلم ، مي­شكند قرار من

 

ظلمت شب تا به سحر ، به انتها نمي­برد

 

در پي تو نگاه من ، لحظه به لحظه مي­رود

 

دل به تو دادن آشنا ، چون و چرا نمي­برد

 

مي­شكني چو شيشه­اي ، اين دل چون بلور را

 

هيچ كس اين شكسته را ، بي تو ، جدا نمي­برد

 

اسير عشق خويش را ، جلوة بي­ مثال تو

 

خانه به خانه كو به كو ، تا به كجا نمي­برد

 

ناز كني ، ناز تو را ، مشتريم به هر بها

 

عاشق پاكباخته ، جان به بها نمي­برد

 

كاهم و كهربا تويي ، هيچم و كيميا تويي

 

كس نشنيده كاه را ، كاهربا نمي­برد

 

نيمه شبان به ناله­ام ، توجهي نمي­كني

 

آن­كه نمي­برد دلي ، ز ابتدا نمي­برد

 

نظم و نظام زندگي ، بي تو گسسته مي­شود

 

بي تو زمانه و زمين ، ره به بقا نمي­برد

 

زمزمة سرود تو ، فرش به عرش مي­برد

 

از چه سرود ناب تو ، بي سر و پا نمي­برد

 

عارضة جنون مرا ، كرده ز خويش بي­خبر

 

عقل سكوت كرده ، دل ، راه به جا نمي­برد

 

 

 

+ چرا تو كه خود مني سكوتتو نمي شكني ؟      سعيد  | 

 
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Mojtaba Online